خيال خام پلنگ من به سوی ماه جهيدن بود

...و ماه را ز بلندايش به روی خاک کشيدن بود

پلنگ من ـدل مغرورم ـپريد و پنجه به خالی زد

که عشق ـماه بلند من ـ ورای دست رسيدن بود

 

 

گل شکفته!خداحافظ اگر چه لحظه ی ديدارت

شروع وسوسه ای در من به نام ديدن و چيدن بود

من و تو آن دو خطيم موازيان به ناچاری

که هر دو باورمان ز آغاز به يکدگر نرسيدن بود

اگر چه هيچ گل مرده دوباره زنده نشد اما

بهار در گل شیپوری مدام گرم دميدن بود

شراب خواستم و عمرم شرنگ ريخت به کام من

فريبکار دغل پيشه بهانه اش نشنيدن بود

 

چه سرنوشت غم انگيزی که کرم کوچک ابريشم

تمام عمر قفس می بافت ولی به فکر پريدن بود

 

حسين منزوی

 

 

 

  
نویسنده : سمن ; ساعت ۱٠:٥٦ ‎ق.ظ روز شنبه ٢۳ اسفند ،۱۳۸٢

 

باز هم سلام.

امروز اومدم بگم که نمايشگاه تجسم نگاه تمديد شد تا يکشنبه.

فعلا خداحافظ

  
نویسنده : سمن ; ساعت ۱٠:۱٠ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٢ اسفند ،۱۳۸٢

 

گفتی چرا سکوت من اما چرا نداشت

مانند بغض من که شکست و صدا نداشت

ديدم که واژه ها همه در انحصار توست

گشتم تمام حافظه را يک هجا نداشت

می خواستی تمام دلم را بيان کنم

می خواستم ولی نفسم اتکا نداشت

آنگونه مات و مسخ تو بودم که ساعتم

حتی خبر ز کم شدن لحظه ها نداشت

گفتی تمام شد و نشد باورم شود

آخر دلت خبر زدلم داشت يا نداشت

فرق سکوت و حرف همين است خوب من

حرف تو ته کشيد و سکوت انتها نداشت

 

 

 

  
نویسنده : سمن ; ساعت ۱٠:٠٢ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٢ اسفند ،۱۳۸٢

 

باز هم برای بچه های بندر عباس

 

بچه ها حتما امروز بياييد نمايشگاه امروز نمايش خيابانی داريم.يادتون نره.به دوستان خود هم بگوييد.

تا امروز عصر خداحافظ

  
نویسنده : سمن ; ساعت ٧:٢٧ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢۱ اسفند ،۱۳۸٢

 

سلام

اطلاعيه برای بچه های بندر عباس

نمايشگاه بزرگ تجسم نگاه  عصر روز ۱۹ شروع به کار می کنه.اين نمايشگاه از طرف جامعه ی دانش پژوهان هرمزگان برگزار می شه و آثار دانشجويان دانشگاه های بندر عباس رو جمع آوری کرده. در ضمن روز آخر يعنی۲۱ اسفند هم برنامه ی اختتاميه برگزار می شه. تشريف بياوريد.

زمان: ۱۹ تا ۲۱ اسفند

مکان: معبد هندوها

  
نویسنده : سمن ; ساعت ۸:٠٤ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۸ اسفند ،۱۳۸٢