در سینه ات حضور مرا جا کن آینه

می بینمت ,تو نیز تماشا کن آینه

از ازدحام چشم تماشاگران نترس

جایی برای دیدن من وا کن آینه

گاهی دروغ مصلحتی عین راستی است

با چهره های زشت مدارا کن آینه

سردی,چنان که "آه"بدل می شود به اشک

تا وارهی ز سردی خود "ها"کن آینه

سنگم من و رهاییم از خویش مرگ توست

از این" من رها شده" پروا کن آینه.

 

مهدی عابدی

 

  
نویسنده : سمن ; ساعت ٢:۳٠ ‎ب.ظ روز شنبه ٢۱ خرداد ،۱۳۸٤