یا لطیف

 

سلام

 

سلام .ایام به کام است.امتحانات شروع شد و من اومدم تا آخرین پستم رو بذارم و برم تا بعد از امتحانات .فکر کنم می شه اواسط بهمن ماه.

 

الهی همه از همه ی امتحانات زندگی سربلند بیرون بیایند. تا حالا به این فکر کردید که ما توی هر لحظه از زندگی مورد امتحان قرار می گیریم. یه سوال؟

 

اگه امتحاناتی که از ما گرفته می شه بر اساس قدرت و توانایی ماهاست،پس چرا توی بعضی از این امتحانات رد می شیم؟

مگه اونی که اون بالاست وماها رو با استعداد ها و توانایی های متفاوت آفریده ،نگفته که :از هیچکس بالاتر از توانایی اون امتحانی گرفته نمی شه و ازش بیشتر از قدرتش انتظار نداریم.یا به یه عبارت ساده تر و واضح تر :

 

 "لا یکلف الله نفس الا وسعها"

 

کی می تونه به این سوال یه جواب درست و قانع کننده بده؟

 

با توجه به اینکه تقریبا تا یک ماه دیگه به روز نمی کنم تصمیم گرفتم برای اینبار دو تا غزل بزنم.و هر کدوم رو برای یک نفر می زنم. در واقع هر کدوم از این دو تا غزل یک نفر رو یاد یه چیزی می اندازه.پس اگه تکراریه ببخشید. باز هم می گم تو این مدت به دعای همه محتاجم.

 

شستند به مهتاب بلور بدنت را

دادند به گل های سحر عطر تنت را

 

 

بستیم پی عشق تو احرام که بستند

در پرده ای از شرم حریر بدنت را

 

 

آسودگی ام بسته آرامش زلفت

بر باد مده سلسله ی پر شکنت را

 

 

نا گفته زبان تو جوابی نگذارد

با بوسه مگر مهر بگیرم دهنت را

 

 

دل ها همه از پنجره ی دیده بر آیند

در کوچه چو بینند به ناز آمدنت را

 

 

هر بیت تو بر چشم نهادند چو ابرو

آنان که شنیدند صلای سخنت را

 

 

تا کور شود چشم حسودان ز شمیمش

مفرست به یعقوب سخن پیرهنت را

 

 

 

حسین آهی

 

 

 

 

 

 

 

زرد را تا سر آن کوچه تداوم دادم

تا به لب های شما حالت گندم دادم

 

چمدان سفر هر شبتان من بودم

که به دستان شما دست تفاهم دادم

 

پیش از آنی که به دریا شدنت فکر کنی

به تن روشنتان شور تلاطم دادم

 

بی شما خواب تبر دیده ام آنقدر زیاد

که نخشکیده به خود نسبت هیزم دادم

 

چشم ها بر جسد سوخته ام رقصیدند

من به چشمان شما حق تقدم دادم

 

"روزها فکر من این است و همه شب سخنم"

"که چرا دل به جگر گوشه ی مردم دادم"

 

 

"حامد حسین خانی"

 

 

 

 

 

در آخر یه خبر می دم به همه ....

 

خـــــــــــــــــــبــــــــــــــــــــــــــــر...

 

 

اوایل بهمن ماه ...تقریبا تو دهه ی اول اینجا یه برنامه اس...

 

هر کی دوست داره بفهمه چه خبره همون وقتا یه سر اینجا بزنه... .

 

 

موفق باشید و شاد....

 

یـــــــــــــــــــــــــــا علــــــــــــــــــــــــــی...

 

  
نویسنده : سمن ; ساعت ٧:٥٠ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٧ دی ،۱۳۸٤