همین که آمدی از در، غزل مجسم شد

و با اشاره ی تو  واژه ها منظم شد

 

ردیف شد همه ی واژه ها برابر من

و عشق بر همه ی واژه ها مقدم شد

 

و بیت بیت غزل را قدم زدی با عشق

فضای شعر پر از عطر ناب مریم شد

 

و عشق میوه ی ممنوعه ای که تا چیدم

ردیف واژه به هم خورد و شعر مبهم شد

 

خدا که دید میان من و تو رازی هست

غضب نمود و به تبعیدمان مصمم شد

 

و بعد قصه ی یک سیب کال بی ارزش

بدل به تلخ ترین داستان عالم شد...

 

 

حسن حاجی هاشمی

  
نویسنده : سمن ; ساعت ٩:٠٩ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢۳ بهمن ،۱۳۸٤