(1)

...دو چشم تان كه چكيدند بر تن گلدان،

شكوفه داد دو شاتوت ترش، جاي دهان

دو لب كه ترش ترين ميوه هاي دنيايند

دو لب كه آب مي افتد دهان من از آن

 

 (2)

گلابدان دهانت /گلابتون تنت

به اين دو ويژگي ات غبطه مي خورد كاشان

‹‹حكيم›› آمده از توس، چون شنييده زني

به جاي ابرو دارد دو جفت تير و كمان

 

(3)

خدا به صورت آدم، دو چشم تعبيه كرد

كه بي يكي ببرد لذت از نگاه جهان

ولي دو چشم نياز مرا كفاف نداد،

چهار چشم گرفتم براي ديدنتان

 

(4)

لبالب از توام اين روزها و اين جريان

حكايتي شده و مي رود دهان به دهان

 

و كائنات بر آنند تا تو را بچشند

شراب خانگي من !كجاست قطره چكان؟

 

 

عليرضا بديع

 

 

  
نویسنده : سمن ; ساعت ۱۱:٤۳ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢۸ اردیبهشت ،۱۳۸٥