سردار دوباره تیغ بردار
آن سو همه نهروانیانند

یک عدّه به فکر کیسه هاشان
یک عدّه به فکر نام و نانند

سردار دوباره تیغ بردار
در شهر کسی به فکر گل نیست

بر سنگ مزار حاج همّت
جز رقص و صدایی از دهل نیست

سردار ببین چگونه قرآن
بر نیزه به رقص و پاره پاره است

سردار ببین دوباره شب ها
اینجا چه چه سیاه و بی ستاره است

سردار بگو که لب ببندند
نامرد مترسگان گمراه

ها می شنوی صدای گریه است
انگار علی نشسته بر چاه

جواد ضمیری
  
نویسنده : سمن ; ساعت ٦:۱٦ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢۸ بهمن ،۱۳۸٢