تشنه ام

به چشم های آبيش زل زدم

احساس کردم که تا آخر عمر

سيراب سيرابم.

---------------------------------------

گفتم:کجايی؟

گفت:زير سايه ات.

حال از سايه ی خودم هم گريزانم...

  
نویسنده : سمن ; ساعت ۳:۱٢ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٥ اردیبهشت ،۱۳۸۳