این جا برای از تو نوشتن هوا کم است

 

دنیا برای از تو نوشتن مرا کم است!

 

اکسیر من!نه این که مرا شعر تازه نیست

 

من از تو می نویسم و این کیمیا کم است

 

سر شارم از خیال ولی این کفاف نیست

 

در شعر من حقیقت یک ماجرا کم است

 

تا این غزل شبیه غزل های من شود

 

چیزی شبیه عطر حضور شما کم است

 

گاهی ترا کنار خود احساس می کنم

 

اما چقدر دلخوشی خواب ها کم است

 

خون هر آن غزل که نگفتم به پای توست

 

آیا هنوز آمدنت را بها کم است

 

محمد علی بهمنی

 

  
نویسنده : سمن ; ساعت ۱:٤۳ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳ آذر ،۱۳۸۳