شب آلوده ی تهران

باز خوابید تن فربه ی میدان با تو
شهوت این شب آلوده ی تهران با تو
آه گلنار ،همین بوق همین ترمزها
برده از یاد تو، میعاد درختان با تو
بوق ها باز جویدند تنت را امشب
آه گلنار، چه کرده ست خیابان با تو
سالها فاصله داری با شب دهکده و
در هم آمیختن گیسوی باران با تو
عرق شور کجا؟بوی گل و شیر کجا؟
سالها فاصله ی دختر چوپان با تو
گل آتش، لب تو یخ زده و وقت سلام
نیست آن سرخ شدن، شرم گریزان باتو
قصدش آن است که گرمای تنت را بمکد
که قدم میزند اینگونه زمستان با تو
دست تو سرد، دلت سرد، نگاهت سرد است
نیست آن شعله ی رقصنده ی پیچان با تو
می روم دور شوم روی سرم می ریزند
خاطراتم همه پوسیده وویران با تو
با من اندوه درختان انار بی بار
عشق بازی کثیف شب تهران با تو

حسن صادقی پناه   
نویسنده : سمن ; ساعت ٧:٥۱ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱٤ بهمن ،۱۳۸٢