صدای ثانیه و لحظه ای خیالی از او

 

خبر نبود کماکان در این حوالی از او

 

و من که در همه ی شب به او می اندیشم

 

کشیده ام غزلی کاملا خیالی از او

 

و کلبه ای که کمی شاعرانه خواهد بود

 

به یک سلیقه ی بارانی و شمالی از او

 

...و حس مبهم دلدادگی به شالیزار

 

کشیدنش همه با من ،تمام شالی از او

 

وفکر کرده ام آنجا مترسکی باشد

 

که گم شوند کلاغان خشکسالی از او

 

کشیدنش که به آخر رسید،حالا باز

 

صدای ثانیه و لحظه ای خیالی از او

 

 

مهدی فرجی

 

  
نویسنده : سمن ; ساعت ۱٢:۳۳ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٥ آذر ،۱۳۸۳