آدم کجا ز میوه ی ممنوعه چیده بود           

 

ابلیس با خدا به تفاهم رسیده بود

 

اثباتش اینکه سجده نمی کرد با غرور

 

روزی که پشت کل ملائک خمیده بود

 

انسان به هر جهت به معلم نیاز داشت

 

قاتل کسی است که کلاغ آفریده بود

 

یوسف از حیا به زلیخا نظر نداشته

 

بیچاره تا به حال زلیخا ندیده بود

 

زندان به داد یوسف بی پیرهن رسید

 

او نیز ورنه جامه ی عصمت دریده بود

 

این حرفها به قیمت جانم تمام شد

 

مانند این غزل که به پایان رسیده بود

مهدی جهانداری

 

  
نویسنده : سمن ; ساعت ۱:٢٩ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٦ آذر ،۱۳۸۳