با هيچ زن جز تو دل دريا شدن نيست

يارايی درگير طوفانها شدن نيست

در خورد تو ای هم تو ساحل هم تو طوفان

جز ناخدای کشتی مولا شدن نيست

تو نور چشم مصطفی و کس بجز تو

در شأن شمع محفل طاها شدن نيست

تو مادر سبطينی و غير از تو کس را

اهليت صديقه ی کبری شدن نيست

جز با تو شأن کم شدن در چشم مردم

وآنگاه در چشم خدا پيدا شدن نيست

نخلی تو که در سايه اش آسودی او را

در سايه ی تو حسرت طوبی شدن نيست

ای عالم امکان خبر , تو مبتدايش

آن جمله ای که در خور معنا شدن نيست

سنگ صبور مردی از آن گونه بودن !

با هيچ زن ظرفيت زهرا شدن نيست

                                                               " حسين منزوی "

  
نویسنده : سمن ; ساعت ۱٠:۱٩ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٧ امرداد ،۱۳۸٤