پیچید  عطر گریه ی تو در صدای من

در امتداد پنجره ی چشم های من

رقصید روی آینه ی بی دریغ عشق

اشک این همیشه عاقبت ماجرای من

خون بود آنکه در دل من گل به گل شکفت

ردی که ماند از رمق ردپای من

شب پشت پلک ثانیه ها پل زدم به تو

آری به تو که گم شده ای در خدای من

خندیدی و ترانه ترانه غزل شدی

خندیدی و ترانه ترانه برای من...

 

سرشار ذوق زمزمه بودم که ناگهان

پیچید عطر گریه ی تو در صدای من

 

سیروس مرادی روئین تنی

 

  
نویسنده : سمن ; ساعت ٦:۱۸ ‎ق.ظ روز شنبه ٢۸ آبان ،۱۳۸٤